چندی قبل دختر جوانی به دادسرای ناحیه 11 تهران مراجعه و از مرد جوانی به اتهام اخاذی میلیونی شكایت كرد و گفت: چندی قبل با مردی در خیابان آشنا شدم و ارتباطمان شكل گرفت.


وقتی با هم برای تفریح به پارك می‌رفتیم، او با گوشی تلفن همراه از من عكس می‌گرفت تا این كه چند ماه قبل با هم اختلاف پیدا كردیم و از هم جدا شدیم. چندین بار با تلفن همراهش تماس گرفتم و از او خواستم عكس‌های مرا به من برگرداند كه طفره رفت و عاقبت آنچه از آن می‌ترسیدم، بر سرم آمد.

مرد جوان چند روز بعد به من تلفن كرد و گفت: اگر مبلغی را برای وی تهیه نكنم، تصاویر را در اختیار خانواده‌ام می‌گذارد و آبروی مرا می‌برد. شاكی ادامه داد: هر چه التماس كردم، بی‌فایده بود و به خواسته ......

شیطانی وی تن دادم و پول‌هایی را كه می‌خواست در اختیارش گذاشتم.

مرد در هر تماس مبلغ بیشتری از من می‌خواست و من پول‌هایی را كه به سختی برای خودم پس‌انداز كرده بودم، به او پرداخت می‌كردم تا خانواده‌ام متوجه ماجرا نشوند تا این كه یك هفته قبل باز با من تماس گرفت و گفت: باید 2 میلیون تومان دیگر به او بدهم اما نتوانستم این مبلغ را برای او تهیه كنم و عاقبت تصمیم گرفتم از او شكایت كنم تا از دست مزاحمت‌ها و اخاذی‌های وی خلاص شوم.

به دنبال شكایت این زن، پرونده‌ای تشكیل و ماموران اداره آگاهی تهران، تحقیقات ویژه‌ای را برای یافتن مرد آغاز و چند روز قبل او را در یكی از محله‌های تهران دستگیر كردند.

با انتقال متهم به مركز پلیس، وی مورد بازجویی قرار گرفت و به اخاذی‌های خود اعتراف كرد. مرد در اظهاراتش گفت: من و شاكی پس از چند ماه دوستی، با هم اختلاف پیدا كردیم و جدا شدیم و من تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. به همین خاطر با عكس‌هایی كه از او در اختیار داشتم، از وی اخاذی می‌كردم تا او را به ادامه دوستی مجبور كنم.

بارها از دختر جوان اخاذی كردم و در آخرین مرحله تهدیدش كردم كه اگر 2میلیون تومان برایم تهیه نكند، تصاویر را چاپ و برای پدرش پست می‌كنم

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 فروردین 1389    | توسط:    |    |
نظرات()